خاطرات سفر زمینی به کربلا

بنده در مجموع 3 مرتبه به عتبات عالیات عراق سفر نمودم که 2 مرتبه آن به صورت انفرادی انجام پذیرفت، در این دو سفر اخیر اتفاقات جالبی رخ داد  که آن را در این بخش درج خواهم کرد.وعده عشاق خسران زده ماه خدا -<b><b><b> تلگرام</b></b> زندگی</b>

مطلبی که همینک مشاهده می فرمایید مربوط به خاطرات سفر به کربلای معلا در سال 1393، سفر اول انفرادی بنده به عتبات عالیات عراق می باشد که از کانال تلگرامی عتبات عالیات بیان می نمایم. 

البته توجه به این نکته ضروری است که آنچه بیان می شود تقریبا یک دهم مطالبی است که آن را گردآوری نموده ام امیدوارم توفیق چاپ کامل این خاطرات روزیم شود.

جهت مطالعه قسمت اول خاطرات سفر به کربلا بر روی لینک ذیل کلیک فرمایید.

 

خاطرات سفر به کربلا

ارسال نظر

خاطرات سفر به کربلا

فصل اول


گفتند: چطور معتاد فیسبوک شدی؟
گفتم: اولش از یک لایک شروع شد!
موضوع سفربه کربلای ما هم بی شباهت به این لطیفه نبود.
نیمه های شب روز هشتم مهر ماه سال 1393 درحال وب گردی و نشر مطالب مفید در یکی از شبکه های اجتماعی بودم که مطلب عکسی مرا متحول کرد و قرار یک سفر و دیدار لذب بخش را فراهم آورد.


وعده عشاق خسران زده ماه خدا
عصر روز عرفه صحن حسین علیه السلام، کرب و بلا


من که مدتها بود آرزو داشتم روزی، عرفه در صحن با صفای حضرت حسین ابن علی علیه السلام باشم، شعله ای به جانم افتاد و دل مشتاقم را گرم تر از پیش نمود.


سریع تقویم را آوردم، دیدم تا روز عرفه 5 روز بیشتر فرصت ندارم که دو روزش نیز کنسولگری عراق تعطیل بود، فلذا باید عجله می کردم.
اول صبح به کنسولگری عراق رفتم.


گفتند: باید آزمایش بدهید و این مدارک را آماده کنید. (این آزمایش بعدا لغو شد )
به آزمایشگاه رفتم، گفتند امروز آزمایش می گیریم فردا جوابش آماده می شود.
با ناراحتی به سمت کنسولگری برگشتم، مامور کنسولگری در حالی که مدارک مراجعان را برسی می کرد از پشت جمعیت چشمش به من افتاد با ته لهجه عراقی اما به زبان فارسی گفت: چی شد؟
گفتم: جواب آزمایش را فردا می دهند، فردا هم که بیایم حداقل یک روز طول می کشد ویزا آماده شود با این حال به عرفه نمی رسم.
گفت: شما فردا جواب آزمایش و مدارک ها رو بیار ویزا همون روز صادره میشه 3 ساعت بیشتر کار نداره
گفتم: جدی؟
با همون لهجه عراقی گفت: آره عجله کن.
بعد از انجام آزمایش و تهیه مدارک 
به منزل بازگشتم و بلیط سفر را اینترنتی خریداری کردم.
ساعت 23 بلیط قطار مشهد به تهران 9 مهرماه و برای فردایش بلیط اتوبوس ساعت 17 از تهران به مهران
فردای آن روز به آزمایشگاه رفتم و جواب آزمایش را گرفته و با مدارک به کنسولگری مراجعه کردم.
آنجا با تعدادی از زوار آشنا شدم عده از آنها برای بار چندم بود که به عراق می رفتند و با چند و چون کار آشنا بودند و برای اخذ ویزا هم هزینه کمتری پرداخت نمودند. *
یکی از آنها گفت: هرکس که می خواهد عرفه در کربلا باشد هرطوری شده امشب باید از مشهد حرکت کند.
گفتم: من بلیط هایم را برای امشب و فردا گرفته ام اگر ویزا آماده شد دیگر مشکلی نخواهم داشت.
گفتند: ویزا امروز صادر می شود.
الحمد الله ویزا همان روز آماده شد.
ساعت 14 شده بود، حدود 9 ساعت برای حرکت بیشتر فرصت نداشتم.


با عجله به منزل بازگشتم و مهیای سفر شدم.
با اینکه هوا گرم بود اما چون خاطره سفر قبلی را داشتم لباس گرم هم داخل کیف گذاشتم.
برادرم گفت: جدی جدی داری میری؟
گفتم: آره یگه


ساعت 18:30 همان روز به سمت حرم به راه افتادم.
فرصت کم بود با عجله زیارت کردم و از حضرت امام رضا علیه السلام هم رخصت گرفتم، بعد از آن به سمت راه آهن رفته و دوست خودم ابوبکر را در ایستگاه راه آهن ملاقات کردم و با هم به سمت تهران به راه افتادیم.
ابوبکر را از مدت ها می شناسم، او چند سالی است که از استان سیستان و بلوچستان به مشهد مهاجرت کرده، علاوه بر اینکه خانواده ای خشک و متعصب دارد خودش اهل گفتگو است ، اگر چه اصلا زیر بار نمی رود.


اختلافات مذهبی را در دوستیمان دخالت نمی دهیم اما همیشه سر این موضوع با هم بحث می کنیم.
به تهران که رسیدیم از راه آهن یک ماشین سوار شدیم تا ایستگاه متروی شوش و از آنجا بعد از عبور از ایستگاه های شوش، مولوی، دروازه دولت، حبیب الله و استاد معین در ایستگاه میدان آزادی از مترو پیاده شدیم.
پیرمردی تهرانی با مهربانی داخل مترو راهنماییمان کرد که مسیر را درست برویم، بعد که متوجه شد عازم سفر زیارتی هستیم خواست که در کربلا به یادش باشیم.
با آن پیرمرد خدا حافظی کرده، و از مترو پیاده شدیم، از یک سرباز ارتشی سراغ ترمینال غرب را گرفتیم او هم وقتی متوجه شد عازم کربلا هستیم در جابجا کردن وسایل تا ترمینال غرب کمک مان کرد، به او قول دادیم که در کربلا نائب الزیاره اش باشیم.
هر کسی که متوجه می شد زائر امام حسین علیه السلام هستیم به حالمان غبطه می خورد، احساس می کردیم با لطف ارباب قیمتی شده ایم و همه به ما احترام می گذارند.
هر چقدر که رنگ و بوی اهل بیت علیهم السلام بگیریم پیش خدا و مردم عزیز تر می شویم به قول طلبه ها مضاف از مضاف الیه کسب تعریف می کند، ما نکره و بی مفعوم هستیم وقتی که به اهل بیت علیهم السلام متصل می شویم معنا و مفهوم پیدا می کنیم.
به ترمینال آزادی ( غرب ) که در نزدیکی ایستگاه مترو بود رفتیم، ساعت 12:30 شده بود و تا ساعت 5 باید صبر می کردیم تا وقت حرکتمان به سمت مهران برسد.
ادامه دارد...

کلید واژه ها: خاظرات سفر به کربلا، خاطرات سفر زمینی به کربلا,

پایان قسمت اول

تلگرام زندگی

www.telegramz.ir

به نقل از کانال عتبات عالیات

 


+ 11
+ 0
نرم افزار مدیر همراه عتبات
نرم افزار<b><b> مدیر همراه عتبات</b></b>دانلود رایگان کاربردی ترین راهنمای سفر به مشهد و کربلا فایل دانلود شده را در محیط اندروید اجرا نمایید لطفا توضیحات را مطالعه بفرمائید.
توضیحات بیشتر
قیمت : 0 تومان
خواندن 1891 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 10:32

رسانه


+ 11
+ 0

نظر دادن

دوست عزیز سلام
اگر فرصت ارسال نظر را ندارید تقاضا می شود با رای مثبت و یا منفی ما را از نظر خود آگاه سازید
با سپاس