خاطرات سفر به کربلا قسمت دومخاطرات<b><b><b><b><b><b><b><b><b><b><b> سفر</b></b></b></b></b></b></b></b></b></b></b> به <b><b><b><b><b><b><b><b><b><b><b>کربلا</b></b></b></b></b></b></b></b></b></b></b>

جهت مطالعه قسمت دوم خاطرات سفر زمینی به کربلا از لینک ذیل استفاده نمایید

خاطرات سفر زمینی به عتبات عالیات 

 

 

 

 

 

ارسال نظر

خاطرات سفر به کربلا

قسمت دوم


نماز ظهر را در نمازخانه راه آهن خوانده بودیم.
... الان در محوطه سبز ترمینال نشسته ایم چند نفر را دیدم که برای مسیر های مختلف آمده اند و متوجه شده اند که بلیط نیست، خدا را شکر که ما قبلا بلیط مان را تهیه نموده بودیم.
نهار اول سفرمان را در ترمینال غرب صرف کردیم.

دلهره عجیبی داشتم با اینکه عرفه چند سال پیش هم به کربلا رفته بودم، اما باز هم نگران بودم.

با خودم می گفتم: اگر مثل سال 1385 هم با کاروان می آمدیم دیگر جای هیچ غصه و نگرانی نبود.
بار اولی بود که به تنهایی به خارج از کشور سفر می کردم و تقریبا از شرائط سفری که در پیش رو بود اطلاعاتی نداشتم جز اینکه شنیده بودم در برخی از حسینیه های کربلا  امکان اسکان وجود دارد، اما بیشتر امیدم به حوزه های علمیه بود، چون در سفری که سال 91 با برادر کوچکم به چند استان کشور داشتم حوزه ها کمک خوبی در این خصوص به ما کردند. [البته از حوزه های علمیه عراق جهت اسکان استفاده نکردیم ]


پایان فصل اول
ساعت 15:4 روز پنج شنبه 10 مهرماه 1393 ترمینال آزادی، تهران

فصل دوم


... ساعت 5 سوار اتوبوس مهران شدیم ... بعد از چند ساعت اتوبوس ایستاد.
به ابوبکر گفتم: وقت نماز شده برویم نماز بخوانیم.
از اتوبوس پیاده شدیم، هوای خوبی بود و نسیم روح نوازی هم می وزید، یک نفس عمیق کشیدم و به سمت وضوخانه به راه افتادیم.


ابوبکر پرسسید: ساعت چند به مهران می رسیم؟
گفتم: فکر نکنم طول سفر بیشتر از 12 ساعت بشود، حتما مرز شلوغ است صبح زود باید به مرز برسیم و الا شب ممکن است دیر وقت به کربلا برسیم و برای اسکان با توجه به ازدحام ایام عرفه به مشکل بخوریم.
صبح حوالی ساعت 7 به مهران رسیدیم.


پایان فصل دوم

جمعه 11 مهرماه 1393 پایانه مرزی مهران، استان ایلام، شهر مهران


فصل سوم


مرز را بسته بودند، از مسئولین آنجا علت را جویا شدم. 


گفتند: شما غیر قانونی آمده اید!
گفتم: ویزا، پاسپورت، فیشهای عوارض حتی عوارض شهرداری مهران! همه چیز هست!

گفت: فقط با کاروان! انفرادی غیر قانونی است مگر اخبار گوش نمی کنید؟
گفتم: تلوزیون و سایت ها همه توصیه کرده بودند که انفرادی کسی به کربلا نرود، اما نگفته بودند ممنوع است.
با ناراحتی تلفن را برداشت و به ایست و بازرسی تماس گرفت و گفت: زائر انفردی از پل رد نشود.
یکی از همراهان گفت: خدا رو شکر اگر دیرتر می آمدیم آن طرف پل جلویمان را می گرفتند.
گقتم: این هم شد پاسخ ما!
بیرون آمدم و به یکی از ماموران گفتم: آنهایی که هوایی می روند مشکلی ندارند، برای ما غیر قانونی شده؟
گفت: آنها پول می دهند، شما هم پول می دادید هوایی می رفتید!
گفتم: حالا چه کار کنیم؟
گفت: صبر کنید.


1 ساعت در مرز نشستیم مرز باز نشد یکی از دوستان گفت: بنشینیم و روضه بخوانیم حل می شود.
سینه زنی و روضه خوانی خوبی برگذار شد، بعد از نیم ساعت روضه خواندن مرز باز شد و وارد عراق شدیم از مرز سوار اتوبوس شدیم و راهی کربلا شدیم.
بعد از چند ساعت به کربلا رسیدیم.

منبع: تلگرام زندگی

خاطرات سفر به کربلا قسمت اول


+ 0
+ 0
خواندن 771 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 22 فروردين 1395 07:45

رسانه


+ 0
+ 0

نظر دادن

دوست عزیز سلام
اگر فرصت ارسال نظر را ندارید تقاضا می شود با رای مثبت و یا منفی ما را از نظر خود آگاه سازید
با سپاس